X
تبلیغات
رایتل

حقیقت نارنگی !

زندگی در جزئیات آفرینش

هوای آلوده !

دیروز کتابخونه

هوای کتابخونه واسم خفه کننده بود .

مریم من می رم بیرون درس بخونم.

مریم:باشه هرطور راحت تری.

می دونم اگه حرفی می زنه یا کاری برام می کنه از ته دلشه بی خودی محبت نمی کنه هرچی هست همونه خوب و مهربون.گاهی از دستش دلخور می شدم ولی می دونم همونه .۷ ساله یه دوستی خیلی خوب داریم.

دو ساعتی بود بیرون بودم هوا هم خیلی سرد بود ولی نمی فهمیدم هواش برام خوب بود!

۶:۳۰ کتابخونه تعطیل برید حونه ! زنگ زدم مامان

سلام مامان جون خوبید؟مامان می تونید بیاید دنبالم یا با تاکسی بیام؟
مامان:کاش زودتر می گفتی مامان جون .

اشکالی نداره مامانم با تاکسی میام فکر کردم می دونید کی تموم میشه.

مامان:پس رسیدی خونه بهم زنگ بزن.

چشم :‌)

مادر به معنای واقعی فرشته کاش می تونستم اون یه قسمت از حرفامو که مونده به خودش بگم فقط مادر که دلش واسه فرزندش می سوزه.

از کتابخونه تا در پارک ملت راه رفتم فکر کردم راه رفتم زیگ زاگی !   گوشی رو گوشم بود الهه صحبت می کرد .خیلی متوجه حرفاش نبودم .

این مسیر تا حالا تنهایی نیومده بودم تجربه ی خوبی بود..

یه لحظه گوشی و نگاه کردم دیدم کسی پشت خط نیست !

من دارم درسمو می خونم انشاالله به اون چیزی که می خوام هم می رسم .

من همیشه حالم خوبه و آرومم فقط الان یکم به دنیا بدبین شدم !

به یک قسمت هایی از آهنگ یاس - به دنیا خوش اومدی رسیدم.

الان هم خوبم چون می دونم اطرافیانم خیلی افراد هستند که  دوستم دارند می دونم مادر و پدری دارم که هرچه قدر خدارو شکر کنم واقعا کمه .

می دونم خدایی دارم که همیشه جوابمو داده :) چون تجربه اش کرده بودم به بقیه می گفتم ازش بخواید می ده..

هستند..

چرا یه آدم خیلی خوش بین باید به دنیا بدبین بشه ؟!(احتمالا سطحی و گذراست !)





[ سه‌شنبه 3 آذر 1388 ] [ 07:48 ب.ظ ] [ شیما ا ] [ 1 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه